معنی گنهشوی
8 بازدید
[ گُ نَ هْ ] (نف مرکب) که گنه را از بین ببرد و بشوید: بود گناه من آنک با تو یگانه شدم نیست به از آب چشم هیچ گنه شوی تر. خاقانی.
کلمات همقافیه با «گنهشوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر