معنی گنهدار
6 بازدید
[ گَ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومهٔ شهرستان مهاباد که در ۴۸ هزارگزی باختر مهاباد و ۹ هزارگزی خاور شوسهٔ خانه به نقده واقع شده است. هوای آن معتدل مالاریایی و سکنه اش ۱۲۶ تن است. آب آن از رودخانهٔ آواچیر تأمین میشود. محصول آن غلات، توتون، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گَ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد که در ۲۷۵۰۰ هزارگزی جنوب مهاباد به سردشت واقع شده است. هوای آن معتدل مالاریایی و سکنه اش ۱۲۲ تن است. آب آن از رودخانهٔ مهاباد تأمین می شود. محصول آن غلات، توتون، حبوب و شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی. راه آن شوسه است و تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گَ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان منگور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد که در ۴۸ هزارگزی جنوب باختری مهاباد و ۳۹۵۰۰ گزی باختر شوسهٔ مهاباد به سردشت واقع است. هوای آن معتدل سالم و سکنهٔ آن ۸۹ تن است. آب آن از رودخانهٔ بادین آباد تأمین میشود. محصول آن غلات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گنهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر