معنی گند سگ
8 بازدید
[ گُ دِ سَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تفسیر خصی الکلب است و آن بیخی باشد، مانند خصیةالکلب و هر زوجی بر هم چسبیده یکی بزرگ و دیگری کوچک، اگر مرد بزرگ آنرا بخورد و با زن جماع کند فرزند نرینه آرد و اگر زن کوچک آنرا خورد مادینه. خشک آن قطع شهوت کند و تر آن مقوی باه باشد و عربان آنرا قاتل اخیه گویند بواسطهٔ آنکه آنها دو بیخ اند مانند دو زیتون بر هم چسبیده که یک سال یکی فربه و دیگری لاغر میشود و سال دیگر آنکه فربه بود لاغر و آنکه لاغر بود فربه میگردد. (برهان) (آنندراج). دارویی شبیه به گند روباه که اکنون به سعلب معروف است و به تازی خصیةالثعلب نامند. (ناظم الاطباء). خصی الذئب. ثعلب. خصیةالثعلب. سحلب. بوزیدان. مستعجله. عروق بیض. شاطریون.
کلمات همقافیه با «گند سگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سگ» برای سرودن شعر