معنی گندکان
7 بازدید
[ گَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند که در ۴۱ هزارگزی جنوب درمیان بر سر راه شوسهٔ بیرجند به درح واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنهٔ آن ۱۰۲۱ تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن اتومبیل رو است. در این ده طوایف بهلولی، حیدری، جعفر حقدادی سکنی دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گندکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر