معنی گندپیر
9 بازدید
[ گُ ] (اِ مرکب) زال و عجوز، یعنی پیرزن سالخورد. (غیاث) (آنندراج). گنده پیر: گندپیر خوردی بریخت، گفت: مرا نان خشک آرزوست. (از ترجمان البلاغهٔ رادویانی). و گندپیران به جَو منجمی کنند و فال گیرند و از نیک و بد خبر گویند. (نوروزنامهٔ خیام).رجوع به گنده پیر شود.
کلمات همقافیه با «گندپیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر