معنی گندهچی
5 بازدید
[ گُ دَ / دِ ] (اِ مرکب) رشیدی در ذیل گُنده آرد: کوفته که مدور و بزرگ ساخته در میان آتش اندازند، و گنده چی تصغیر آن یعنی گندهٔ کوچک، احمد اطعمه گوید: تا که بود گنده چی امرد ابروترش تا که بود حلقه چی شاهد شیرین دهن. بسحاق اطعمه. رجوع به گنده شود.
کلمات همقافیه با «گندهچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر