معنی گندهپز
4 بازدید
[ گَ دَ / دِ پَ ] (نف مرکب) آنکه چیزهای پست و متعفن پزد، چون شکنبه و روده و امثال آن. || آنکه بد پزد: اوستاد تمام گنده پزان.شیخ بهائی. - امثال: هر گنده پزی را گنده خوری است . (از شاهد صادق)، نظیر: هر گنده خوری را گنده پزی می باید. (از مجموعهٔ امثال چ هند) (امثال و حکم دهخدا ج ۴ ص ۱۹۷۳). رجوع به گنده پزی شود.
کلمات همقافیه با «گندهپز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پز» برای سرودن شعر