معنی گندمنما
4 بازدید
[ گَ دُ نُ / نِ / نَ ] (نف مرکب) ریاکار و دورو: چون جو و گندم شده خاک آزمای در غم تو ای جو گندم نمای.نظامی. رجوع به گندم نمایی و ترکیب «گندم نمای جوفروش» شود. - گندم نمای جوفروش، گندم نما و جوفروش، جوفروش گندم نما، جوفروش و گندم نما؛ آنکه خویشتن یا چیزی را به ظاهر خوب نماید و در واقع چنان نباشد. (آنندراج). ریاکار. دورو: تا گندم نمای جوفروش نباشی. (منتخب قابوسنامه ص ۳۴). نمایم جو و گندم آرم به جای نه چون جوفروشان گندم نمای.نظامی. تو آن گندم نمای جوفروشی که در گندم جو پوسیده پوشی.نظامی. می نماید او وفا و مهر و جوش وآنگه او گندم نما و جوفروش.مولوی. به بازار گندم فروشان گرای که این جوفروش است و گندم نمای. سعدی (بوستان). زهی جوفروشان گندم نمای جهانگرد و شبکوک و خرمن گدای. سعدی (بوستان). رجوع به گندم نمایی شود.
کلمات همقافیه با «گندمنما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر