معنی گندمزار
7 بازدید
[ گَ دُ ] (اِ مرکب) کشتزار گندم. زمینی که گندم در آن کشته باشند.[ گَ دُ ] (اِخ) پنج فرسخ میانهٔ شمال و مغرب دیر است [ از دهات بلوک دشتی فارس ]. (فارسنامهٔ ناصری گفتار۲ ص ۲۱۲).[ گَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان هندمینی بخش بدرهٔ شهرستان ایلام که در ۱۰۰۰۰۰ گزی خاور ایلام و کنار راه مالرو صیمره واقع شده است. هوای آن گرم و سکنه اش ۵۰ تن است. آب آن از چشمهٔ بهرام خانی تأمین می شود. محصول آن غلات، حبوب و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گندمزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر