معنی گندمبان
5 بازدید
[ گَ دُ ] (اِخ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان که در ۱۵۰۰۰ گزی شمال خاوری گوزران و کنار باختری رودخانهٔ مرک واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۱۲۰ تن است. آب آن از چاه تأمین میشود. محصول آن غلات دیم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است و در تابستان اتومبیل میتوان برد. دو محل به فاصلهٔ ۱۰۰۰ گز به گندم بان علیا و سفلی مشهورند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان خاوهٔ بخش دلفان شهرستان خرم آباد که در ۱۲ هزارگزی جنوب خاوری نورآباد و ۱۲ هزارگزی جنوب خاوری شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه واقع شده است. هوای آن سرد مالاریایی و سکنه اش ۳۶۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ خاوه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه ده مالرو است. ساکنان از طایفهٔ کرم علی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «گندمبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر