معنی گندله
8 بازدید
[ گُ دُ لَ / لِ ] (ص) در تداول عوام، گرد و مدور و گلوله شده. - دوستیش (دوستی کسی) گندله شدن؛ به مزاح، محبت نمودن. اظهار محبت کردن. - گندله کردن؛ گرد کردن. مدور کردن چنانکه خمیری را.
کلمات همقافیه با «گندله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر