معنی گنجنده
4 بازدید
[ گُ جَ دَ / دِ ] (نف) آنچه که بگنجد. آنچه که در چیزی تواند گنجید. جای گیرنده : ماده چیزی است فراز هم آورده از چهارمایهٔ با یکدیگر ناسازنده و ناگنجنده. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «گنجنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر