معنی گنجایش
7 بازدید
[ گُ یِ ] (اِمص) اسم مصدر از گنجیدن. قابلیت گنجیدن. وسعت گنجیدن. ظرفیت. وسع. وسعت. و رجوع به وسع شود. || قابلیت و استعداد. (ناظم الاطباء). شایستگی. رجوع به استعداد شود. || (اِ) جای و محل گنجیدن. || سود و نفع. (ناظم الاطباء). - گنجایش پذیر؛ قابل گنجیدن. (ناظم الاطباء). آنچه که می تواند در چیزی بگنجد. - گنجایش پذیر شدن؛ محاط شدن. مشمول شدن. (ناظم الاطباء). قابل گنجیدن شدن. - گنجایش داشتن؛ جا داشتن. وسعت داشتن. قابل گنجیدن بودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گنجایش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر