معنی گنجاله
9 بازدید
[ گُ لَ / لِ ] (اِ) در تکلم مردم قزوین، تفالهٔ کرچک که بعد از گرفتن روغن باقی ماند. (فرهنگ نظام). این کلمه در برخی دیگر از شهرهای ایران به کار می رود.
کلمات همقافیه با «گنجاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر