معنی گنبد کردن
8 بازدید
[ گُمْ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) نوعی از جست حیوانات که به هر چهار پا جهند، مانند: جست آهو. (آنندراج). گنبد. گنبده. گنبدی. گنبد زدن : و چون [ بازشکاری ] برخیزد و گنبد کند... تشویش سپاه باشد. (نوروزنامه ص ۵۶). شیر نر گنبد همی کرد از لغزدر هوا چون موج دریا بیست گز.مولوی. و رجوع به گنبد زدن شود.
کلمات همقافیه با «گنبد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر