معنی گنبد ملغان
7 بازدید
[ ] (اِخ) شهری کوچک است و ناحیتی پول بولوست (؟) و هوایش گرم است و آب روان دارد. حاصلش غله و میوه و مشمومات بود و در آنجا قلعه ای حصین است. (نزهةالقلوب چ لیدن ص ۱۲۸). و قلعهٔ گنبد ملغان بحدود ارجان از محکمی به یک مرد نگاه توان داشت. هوایش معتدل است و آبش از مصانع و غله در آنجا چند سال از آفت ایمن است. (ایضاً ص ۱۳۴). شهرکی است کوچک (از اعمال شاپورخوره در فارس) و ناحیتی با آن میرود و هوای آن گرمسیر است و آب روان دارد و میوه ها باشد و مشمومها و قلعه ای چند از جملهٔ قلاع قلعه ای حصین است معروف و هوای قلعه خنک است چنانکه غله نیک دارد و مصنعهای نیکو باشد از بهر آب و جامع و منبر باشد. (فارسنامه ابن البلخی چ لسترنج و نیکلسون ص ۱۴۳).
کلمات همقافیه با «گنبد ملغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر