معنی گنبداندژ
7 بازدید
[ گُمْ بَ دِ ] (اِخ) نام قلعه ای است در خراسان. (فرهنگ لغات شاهنامه تألیف شفق). نام دژی که گشتاسب فرزند خود اسفندیار را بدانجا بند کرد: سوی گنبدان دژ فرستادیم ز خواری به بیگانگان دادیم.فردوسی. همان نیزه در چنگ دارد به جنگ که در گنبدان دژ تو دیدی به چنگ. فردوسی. و رجوع به یشتها تألیف پورداود ج ۲ ص ۲۷۶، ۲۷۸ و ۲۸۲ شود.
کلمات همقافیه با «گنبداندژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دژ» برای سرودن شعر