معنی گنبدان
7 بازدید
[ گُمْ بَ ] (اِخ) دهی است از دهستان هریس بخش مرکزی شهرستان سراب که در ۲۰۰۰ گزی خاور سراب و ۱۰۰۰ گزی راه شوسهٔ سراب به تبریز واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۳۳۰ تن است. آب آن از چشمه و چاه تأمین میشود. محصول آن غلات و بزرک و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُمْ بَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لو از بخش قروهٔ شهرستان سنندج که در ۲۶۰۰۰گزی جنوب خاور گل تپه و ۷۰۰۰گزی خاور راه شوسهٔ همدان به بیجار واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۵۰۰ تن است. آب آن از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات، انگور، صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است که در تابستان از راه خوشاب اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گنبدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر