معنی گناوه

معنی گناوه

[ گُ وَ / وِ ] (اِخ) دهی است از دهستان زیرکوه باشت و بابوئی شهرستان بهبهان که در ۴۱هزارگزی شمال خاوری گچساران و ۱۸هزارگزی راه اتومبیل رو بهبهان به شیراز واقع شده است. هوای آن معتدل مالاریائی و سکنه اش ۱۰۰ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم و عبا بافی و راه آن مالرو است. ساکنین از طایفهٔ باشت و بابوئی هستند. آبادی کوه مر جزء این دهستان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶). گناوه هشت فرسخ و نیم میانهٔ شمال و مغرب باشت است. (فارسنامه ناصری گفتار دوم ص ۲۷۱).
[ گُ وَ / وِ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای هفتگانهٔ شهرستان بوشهر است. حدود و مشخصات آن به قرار زیر است: از شمال باختری به بخش دیلم، از شمال و خاور به بخش خشت شهرستان کازرون، از جنوب خاوری به بخش برازجان از جنوب و باختر به خلیج فارس. این بخش در شمال باختری شهرستان واقع شده و هوای آن گرم مرطوب و مالاریایی است. آب مشروبی آن از باران که در مخازن جمع و نگاهداری میشود تأمین میشود. زراعت در دهستان رود حله از رود مزبور آبیاری میشود، ولی در دهستان حیات داود دیمی است. محصولات آن عبارت است از غلات، خرما و جزئی سبزیکاری. شغل اهالی زراعت، باغبانی خرما، صید ماهی، کسب و دریانوردی است. صنایع دستی آنان عبابافی و در سواحل تعمیر قایقهای بادی است. گناوه از دو دهستان حیات داود و رود حله تشکیل شده و مجموع قراء و قصبات آن ۵۹ و ساکنان آن در حدود ۲۱۳۰۰ تن است. مرکز بخش قصبه و بندر گناوه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). گناوه که اکنون قصبه اش به نام شول کپ معروف است مرکز قدیمی آن شهر گناوه است که در مهاجمات اعراب به دست عثمان بن ابوالعباس ثقفی خراب گردید. موقعی که پرتقالیها در زمان صفویه از سواحل خلیج فارس رانده شدند، بعضی از خانواده های آنان که به مذهب اسلام درآمده بودند در گناوه بطور دائم ماندند و بین سایر تیره های اهالی بلوک شناخته میشوند. (از جغرافیای غرب ایران ص ۱۲۳).
[ گُ وَ / وِ ] (اِخ) قصبه و بندری است از بخش گناوهٔ شهرستان بوشهر. مختصات جغرافیایی آن عبارت است از طول ۵۰ درجه و ۳۱ دقیقه از گرینویچ، عرض ۲۹ درجه و ۳۵ دقیقه و ارتفاع از سطح دریا بطور متوسط ۵ متر. این قصبه در شمال باختری بندر بوشهر واقع شده و فاصلهٔ آن تا بندر مزبور از راه خشکی (بوشهر، برازجان و گناوه) ۱۵۶۰۰۰ گز است. هوای آن گرم مرطوب و مالاریائی است. آب مشروبی آن از باران و چاه تأمین میشود. سکنهٔ قصبه مطابق آخرین آمار ۲۲۳۵ تن و شغل اهالی تجارت، کسب، صید ماهی، باربری دریایی و زراعت است. بعلاوه قایقهای بزرگ باری را تعمیر میکنند. از ادارات دولتی بخشداری، شهربانی، دارایی، پست و تلگراف، گمرک و گارد مسلح، مرزبانی، ژاندارمری، بهداری و حدود یکصد باب دکان و یک دبستان در قصبه وجود دارد. همچنین ساختمانهای قدیمی شرکت سابق نفت و مخازن نفت خام که فعلاً مورد استفاده نیست موجود میباشد. قصبه در حدود ۱۰۰۰ گز از دریا فاصله دارد. لنگرگاه برای کشتی در دوهزارگزی ساحل است، ولی کرجیها تا ۱۰۰متری ساحل میتوانند نزدیک شوند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «گناوه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید