معنی گم‌گشته

معنی گم‌گشته

14 بازدید
[ گُ گَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) گمشده. از دست رفته. فقید. مفقود. ضال. ضاله. ضایع : همچو گم گشتگان همی گشتند اندر آن دشت عاجز و مضطر.فرخی. پژوهش کنان چاره جستند باز نیامد به کف عمر گم گشته باز.نظامی. مرغ و ماهی در پناه عدل تست کیست آن گم گشته کز فضلت نجست. مولوی. نشان یوسف گم گشته میدهد یعقوب مگر ز مصر به کنعان بشیر می آید. سعدی (طیبات). دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت گم گشته ای که بادهٔ نابش به کام رفت. حافظ. یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور کلبهٔ احزان شود روزی گلستان غم مخور. حافظ. و رجوع به گمشده شود.

کلمات هم‌قافیه با «گم‌گشته»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ته» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید