معنی گم‌کرده

معنی گم‌کرده

9 بازدید
[ گُ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) از دست داده. مفقود: همی گشت بر گرد آن مرغزار که یابد نشانی ز گم کرده یار.فردوسی. بوی پیراهن گم کردهٔ خود میشنوم گر بگویم همه گویند ضلالی است قدیم. سعدی (بدایع). دل گم کرده در این شهر نه من میجویم هیچکس نیست که مطلوب مرا جویا نیست. سعدی (طیبات). - گم کرده پی؛ بمعنی پی گم کرده است که کنایه از بی نشان باشد. (برهان). گم شده ای که پی او به جایی نرسد. (آنندراج). - || کنایه از کسی است که کاری را چنان کند که دیگری پی به مطلب و مقصد آن کس نبرد. (برهان). به مجاز بر کسی اطلاق کنند که کاری کند که پی به مطلب او برده نشود. (آنندراج). و رجوع به انجمن آرا شود: سلاطین عزلت گدایان حی منازل شناسان گم کرده پی.سعدی (بوستان). - گم کرده دل؛ کسی که دل خود را گم کرده است. کسی که دل خود را در راه معشوق از دست داده است : من باری از تو برنتوانم گرفت چشم گم کرده دل هرآینه در جستجو بود. سعدی (طیبات). - گم کرده راه؛ ضال. گمراه. متحیر. سرگشته. کسی که راه خود را گم کرده است : بدو گفت شاپور کای نیکخواه سخن چند پرسی ز گم کرده راه.فردوسی. بدان تا ترا بردهد دستگاه بدین ترک بدخواه گم کرده راه.فردوسی. جگرخسته گشته ست و گم کرده راه نخواهد که بیند همی رزمگاه.فردوسی. همی گفت کای مرد گم کرده راه نه من خواستم رفته جانت ز شاه.فردوسی. شگفتی تر آن کز میان سپاه یکی ترک بدبخت گم کرده راه.فردوسی. چنین گفت پس پهلوان سپاه بدان لشکر تیز گم کرده راه.فردوسی. گر ایدون که بگشاید این راز شاه بر این مرزبانان گم کرده راه.فردوسی. غمی شد دل پهلوانان ز شاه همه خیره گشتند و گم کرده راه.فردوسی. - گم کرده فرزند؛ کنایه از مهتر یعقوب علیه السلام. (آنندراج): یکی پرسید از آن گم کرده فرزند که ای روشن گهر پیر خردمند. سعدی (گلستان).

کلمات هم‌قافیه با «گم‌کرده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید