معنی گم‌بوده

معنی گم‌بوده

7 بازدید
[ گُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) گم شده. از دست داده شده : که بیژن بجایست خرسند باش بر امید گم بوده فرزند باش.فردوسی. همه درددل پیش دستان بخواند غم پور گم بوده با او براند.فردوسی. || سرگردان. متحیر: مرا در دین نپندارد کسی حیران و گم بوده جز آن حیران که حیرانی دگر کرده ست حیرانش. ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص ۲۳۴). || طی شده. سپری شده. بسختی گذشته چنانکه در شمار نیاید: گر بهین عمر من آمیزش شروان گم کرد عمر گم بودهٔ شروان به خراسان یابم. خاقانی. - گم بوده بخت؛ بدبخت. تیره روز: ببخشود و بخشایش آورد سخت ز درد و غم دخت گم بوده بخت.فردوسی. دل طوس بخشایش آورد سخت بر آن نام بردار گم بوده بخت.فردوسی. - گم بوده نام؛ غیر معروف. گمنام : چنین گفت جاماسب گم بوده نام که هرگز به گیتی مبیناد کام.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «گم‌بوده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید