معنی گلینک
8 بازدید
[ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان وسط بخش طالقان شهرستان تهران که در هزارگزی باختر شهرک واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۹۸۸ تن است. آب آنجا از رودخانهٔ حنجان تأمین میشود. محصول آن غلات، یونجه، سیب زمینی، لوبیای مختصر و میوهٔ دیمی بسیار است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان کرباس و جاجیم بافی است و در حدود ۲۰۰ نفر از مردان برای تأمین معاش به تهران و مازندران میروند و برمیگردند. در سال ۱۳۲۶ از طرف سازمان خدمات اجتماعی، درمانگاهی در این ده ساخته شده که فعلاً یک پزشک و یک پزشکیار و ۴ پرستار دارد. در سال ۱۳۲۷ راه مالرو طالقان تسطیح و قابل عبور ماشین گردیده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «گلینک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر