معنی گلیمشوی
6 بازدید
[ گِ ] (نف مرکب) شخصی که گلیم و پلاس میشوید. (برهان) (آنندراج).[ گِ ] (اِ مرکب) بیخ خاری باشد که گل آنرا آذرگون خوانند و آن بیخ را چوبک اشنان گویند بدان چیزها شویند، خصوصاً پشم را بغایت پاکیزه سازد. و بعضی از مشایخ محاسن را نیز بدان شویند. (برهان) (آنندراج). اسم فارسی آذریون است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). || بعضی گویند بیخ زعفران است. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گلیمشوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر