معنی گلیجان
7 بازدید
[ گُ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای شهرستان شهسوار است. این دهستان در قسمت جنوب و جنوب باختری و باختر شهسوار واقع شده قرای آن از نزدیکی شهر الی ۲۰۰۰۰گزی بین دریا و کوهستان جنوبی واقع گردیده است. هوای دهستان مانند سایر نقاط شمال مرطوب و معتدل است. آب قرای دهستان از رودخانه های چشمه گیله یترم، چالکرود، گرگ رود و سینه رود که عموماً از ارتفاعات جنوبی سرچشمه میگیرند مشروب میشود. محصول عمدهٔ دهستان در درجه اول، برنج و مرکبات است. در سالهای اخیر در حدود ابتدای ارتفاعات چایکاری معمول رو به تزاید است. راه شوسهٔ شهسوار به رامسر از شمال و راه قدیم شهسوار به رامسر تقریباً از وسط آبادیهای این دهستان میگذرد. جمیع قرای دهستان ۷۴ آبادی بزرگ و کوچک و جمعیت آن در حدود ۱۵هزار تن است. مرکز دهستان گلیجان و قرای مهم آن به شرح زیر است: شیروز، سلیمان آباد، کشکو، چالکش و لزربن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ گُ ] (اِخ) مرکز دهستان گلیجان شهرستان شهسوار است و در ۶۰۰۰گزی جنوب باختری شهسوار واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۳۵۵ تن است. آب آنجا از رودخانه چشمه گیله تأمین میشود. محصول آن برنج و مرکبات و شغل اهالی زراعت است. راه ده راه فرعی به شهسوار می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ گُ لْ لی ] (اِخ) دهی است از دهستان کیوی بخش سنجید شهرستان هروآباد که در ۱۵هزارگزی جنوب مرکز بخش کیوی و ۶هزارگزی راه شوسهٔ هروآباد به میانه واقع شده است. هوای آن سرد و دارای ۳۵۹ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن راه شوسهٔ است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان ابرج بخش اردکان که در ۷۹۰۰۰گزی خاور اردکان و ۱۰۰۰گزی راه فرعی پل خان به خانی من واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۱۹۲ تن است. آب آنجا از چشمهٔ قدمگاه تأمین میشود. محصول آن غلات و برنج و شغل اهالی زراعت و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «گلیجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر