معنی گلیبلاغ
6 بازدید
[ گُ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه که در ۱۰هزارگزی شمال خاوری قره آغاج و ۲۱هزارگزی جنوب راه شوسهٔ مراغه به میانه واقع است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۱۴۳ تن است. آب آنجا از چشمه سارها تأمین میشود. محصول آن غلات، توتون، نخود و بزرک و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل که در ۴۰هزارگزی شمال بخش گرمی و کنار راه شوسهٔ بیله سوار به املاندوز واقع است. هوای آن گرم و سکنه اش ۵۵ تن است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گلیبلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر