معنی گلیان
7 بازدید
[ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ولوپی بخش سوادکوه شهرستان شاهی که در ۱۰۰۰گزی جنوب خاوری آلاشت واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۸۰ تن است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ گُ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش شیروان شهرستان قوچان که کلیهٔ قرای آن در جنوب و جنوب باختری شیروان واقع است. موقعیت دهستان کوهستانی، هوای آن معتدل و آب مزروعی اغلب قراء از رودخانه و چشمه سارها تأمین میشود که عموماً شیرین و گوارا هستند. این دهستان از ۱۱ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل میشود. مجموع ساکنان آن در حدود ۱۰۷۶۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ گُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان گلیان بخش شیروان شهرستان قوچان که در ۱۸هزارگزی جنوب باختری شیروان، سر راه مالرو عمومی شیروان به امیرانلو واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۱۳۰۴ تن است. آب آنجا از رودخانه و چشمه سارها تأمین میشود. محصول آن انگور، ابریشم و گردو و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالیچه بافی و راه آن مالرو است. گلیان دارای پاسگاه ژاندارمری و ۳ باب دکان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان که در ۳۰۰۰۰گزی جنوب باختری شهر تویسرکان و ۳۰۰۰گزی جنوب رودخانهٔ تویسرکان واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۳۸۶ تن است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات دیم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است که تابستان اتومبیل میتوان از آن برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان ژاوه رود بخش کامیاران شهرستان سنندج که در ۳۸۰۰۰گزی شمال باختری کامیاران و ۱۴۰۰۰گزی شمال باختر شاهین واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۳۲۳ تن است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، لبنیات، توتون و عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز که در ۳۷۰۰۰گزی شمال خاور زرقان و ۲۰۰۰گزی راه شوسهٔ شیراز به اصفهان واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۲۵۰ تن است. آب آنجا از رودخانهٔ سیوند تأمین می شود. محصول آن غلات و چغندر و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «گلیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر