معنی گلگیری
5 بازدید
[ گُ ] (حامص مرکب) عمل گرفتن گل چراغ. عمل گرفتن فتیلهٔ چراغ. گرفتن سوختهٔ چراغ به گل گیر. || کم کردن گلهای درختی برای بهتر و درشت تر شدن بقیهٔ میوهٔ آن. گرفتن مقداری از گل درختی تا میوهٔ آن بزرگتر و شادابتر شود. (یادداشت مؤلف).[ ] (اِخ) نام تیره ای از طایفهٔ کیومرسی ایل چهارلنگ بختیاری. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۷۶).
کلمات همقافیه با «گلگیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر