معنی گلگون کردن
10 بازدید
[ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) سرخ کردن : شوم جامهٔ رزم بیرون کنم به می روی پژمرده گلگون کنم. فردوسی. زردرویی میکشم زآن طبع نازک بی گناه ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم. حافظ.
کلمات همقافیه با «گلگون کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر