معنی گلگل

معنی گلگل

8 بازدید
[ گَ گَ ] (اِ) نوعی از لیمو است بمقدار نارنج و چنان ترش است که اگر سر سوزنی در آن خلانند و بگذارند بعد از اندک زمانی سوزن گداخته شود. (برهان) (انجمن آرا) (الفاظ الادویه).
[ گُ گُ ] (اِ مرکب) صمغی است که آنرا مقل گویند و مقل نام عربی است و گوگل تبدیل نام پارسی و مانند مرمکی است. ریاح سودائیه را رفع کند. (آنندراج) (انجمن آرا) (فرهنگ رشیدی). نام دارویی است که آنرا مقل گویند. (برهان) (جهانگیری) (الفاظ الادویه). || خالها و لکه های نزدیک به پهنای گلبرگ که خالها بیشتر مدور به رنگ غیر زمینه باشد یا خالهای مدور درشت به رنگی غیر رنگ متن و بیشتر به رنگ سرخ. (یادداشت مؤلف). گله گله. و رجوع به گله گله شود. || (ص مرکب) کنایه از بسیار شکفته و خندان. (آنندراج): کرده گلگل چهره تا می در ایاغ انداخته حسن آب آورده ست و طرح باغ انداخته. محمدسعید اشرف (از آنندراج). دوش گلگل روی بزم افروزت از پیمانه بود در بر شوخیت شور جلوهٔ مستانه بود. ؟ (از آنندراج). || (ق مرکب) به صورت پراکنده : خوی تب، گل گل بر جبهت گلگون خطر است آن صف پروین زآن طرف قمر بازدهید. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۱۶۴).
[ گُ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ شهرستان ملایر واقع در ۳۳۰۰۰گزی جنوب خاوری شهر ملایر و ۱۸۰۰۰گزی شمال خاوری راه شوسهٔ ملایر به اراک. هوای آن معتدل و دارای ۷۸ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ گُ گُ ] (اِخ) دهی است از بخش ارکواز شهرستان ایلام واقع در ۲۱۰۰۰گزی شمال باختری قلعه، کنار راه مالرو ارکواز به ایلام. هوای آن معتدل و دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانهٔ گل گل و محصول آن غلات دیم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ساکنان آن در زمستان به گرمسیر میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ گُ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان دودانگه از دهات هزارجریب مازندران. (ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۶۴).
[ گُ گُ ] (اِخ) دهی است از بخش آبدانان شهرستان ایلام واقع در ۳۰۰۰۰گزی جنوب خاوری آبدانان و ۲۰۰۰گزی شمال راه مالرو آبدانان به ایلام. هوای آن گرم و دارای ۵۱۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات و پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ گُ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع در ۱۷هزارگزی باختر کوهدشت و ۱۷هزارگزی باختر راه شوسهٔ خرم آباد به کوهدشت. هوای آن معتدل و دارای ۱۸۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه ها و محصول آن غلات، انگور، انار و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان سیاه چادربافی است. راه اتومبیل رو دارد و ساکنان از طایفهٔ گراوند و چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ گُ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالا گریوه بخش ملاوی شهرستان خرم آباد واقع در ۳هزارگزی جنوب ملاوی، کنار خاور راه شوسهٔ خرم آباد به اندیمشک. هوای آن گرم و دارای ۴۰۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانهٔ کشکان و محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان فرش بافی و راه آن اتومبیل رو است. ساکنان از طایفهٔ دنیاروند جودکی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «گلگل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید