معنی گلکاری
[ گُ ] (حامص مرکب) نقش و نگار. گل و بوته که بالای جامه و دیوار و مانند آن نمایند. (آنندراج): در نگارندگی و گل کاری وحی صنعت مراست پنداری.نظامی. || گل کاشتن. عمل گُل کار.[ گِ ] (حامص مرکب) عمل گلکار. شغل گلکار. طیانت. (دهار) (منتهی الارب). بنایی.
کلمات همقافیه با «گلکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر