معنی گلچین
8 بازدید
[ گُ ] (نف مرکب) شخصی که گل می چیند. (برهان) (ناظم الاطباء). گل چیننده : نیابی کس از خاص و از عام گیتی که از باغ انعام او نیست گلچین.سوزنی. || باغبان. (ناظم الاطباء).[ گُ ] (اِخ) نام زنی بوده است ولی شعار. گویند خدا را در خواب دیده بوده است. (برهان). نام زنی. (ناظم الاطباء).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان دزآباد جزء شهرستان طارم. (نزهة القلوب ص ۶۵).[ گُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان شوراب بخش اردل شهرستان شهرکرد واقع در ۶۷هزارگزی شمال باختر اردل و متصل به راه گلچین به اردل. هوای آن معتدل و دارای ۷۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «گلچین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر