معنی گلوگیر

معنی گلوگیر

6 بازدید
[ گُ / گَ ] (نف مرکب) خفه کننده و قطع کنندهٔ نفس. (ناظم الاطباء): میترسم از این کبود زنجیر کافغان کنم آن شود گلوگیر.نظامی. جگرتاب شد نعره های بلند گلوگیر شد حلقه های کمند.نظامی. چون گلوگیر است زخم عشق تو من چگونه پیش زخمت دم زنم.عطار. || هر غذای بدمزه و نامطبوع که در راه گلو میماند و به اشکال هضم میگردد. (ناظم الاطباء): به دارا رساند از سکندر جواب جوابی گلوگیر چون زهر ناب.نظامی. اهل شهر بردسیر هیچ لقمه ای از این گلوگیرتر نیابد. (تاریخ سلاجقهٔ کرمان). || چیزی زمخت که گلو را بگیرد چون مازو و هلیله و مانند آن. (آنندراج). || گس. قابض. عفص : شراب گلوگیر معده را قوی گرداند و طبع را خشک کند و بول بسیار آرد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). گلوگیر، قابض باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و آبی گلوگیر و سیب گلوگیر و انار نارسیده اندرمزند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). اندر شراب گلوگیر بیزند و بکوبند و بر آن موضع نهند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || امرود جنگلی. (ناظم الاطباء): مریخ دلالت دارد بر هر درختی تلخ... و امرود گلوگیر و عوسج. (التفهیم ابوریحان بیرونی). || کنایه از مردم طامع و سمج و ناهموار که همه کس از او نفرت کنند. (آنندراج). || مدعی. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «گلوگیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید