معنی گلوک
6 بازدید
[ گِ ] (ص) در تداول گناباد خراسان، گل آلود. گویند: این آب گلوک است.[ گُ ] (اِ) نوعی از حبوبات که گاو دشتی خورد. (از شعوری ج ۲ ورق ۳۲۰).[ گْلو / گِ ] (اِخ) کریستف ویلیبالد (۱۷۱۴ -۱۷۸۷ م.). آهنگساز آلمانی که در وایدنوانگ متولد شد. وی مصنف اپرای ارفه ، آلسست و... بود. او اپرا را بشیوهٔ ساده و هیجان انگیز طبیعی درآورد. عظمت سبک خود را در زبردستی در انشاء مشخص کرد و مدتی را در فرانسه تحت حمایت ماری انتوانت بسر برد.
کلمات همقافیه با «گلوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر