معنی گلوشه
7 بازدید
[ گَ شَ / شِ ] (اِ) زخم. (شعوری ج ۲ ورق ۳۰۶): ز تیغ غمزه شد صد پاره سینه بباید بر گلوشه لطف مرهم. ابوالمعالی (از شعوری).
کلمات همقافیه با «گلوشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر