معنی گلورد
11 بازدید
[ گِ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پی رجه سورتیجی بخش چهاردانگهٔ شهرستان ساری، واقع در ۴۸۰۰۰گزی شمال کیاسر و ۲۴۰۰۰گزی بهشهر. هوای آن معتدل و دارای ۴۵۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، ارزن و عسل است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان گلیجان بخش مرکزی شهرستان ساری واقع در ۲۳۰۰۰گزی جنوب ساری، کنار رودخانهٔ تجن. دارای ۲۷۵ تن سکنه و هوای آن معتدل است. آب آن از رودخانهٔ تجن و درهٔ محلی و محصول آن غلات، مرکبات، برنج، پنبه و عسل است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های نخی و ابریشمی است. راه مالرو دارد. گله داران در تابستان به ییلاق برنت سوادکوه میروند. زراعت برنج کنار رودخانهٔ تجن معمول است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گلورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر