معنی گلوبنده
9 بازدید
[ گُ / گَ بَ دَ / دِ ] (ص مرکب) تابع حلق و شکم و مرد بسیارخوار. (انجمن آرا). شکمباره. شکم خواره. آنکه بندهٔ شکم خود باشد. طبل خواره : ممانید بر کهتران کار خوار گلوبندگان را بگیرید بار.اسدی. هر بنده ای که او را بخرند و بفروشند آزادتر از آن کس دان که گلوبنده بود... و گلوبنده همیشه بنده بود. (از قابوسنامه).
کلمات همقافیه با «گلوبنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر