معنی گلوان
7 بازدید
[ گُ ] (اِ) نام یکی از محصولات بلوط و این نام در سردشت متداول است. (مؤلف). قلقاف. گل گاو.[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه واقع در ۸هزارگزی جنوب باختری نقده و ۲۵۰۰گزی جنوب خاوری راه شوسهٔ نقده به بانه. هوای آن سرد و دارای ۳۱۷ تن سکنه است. آب آن از دره و چشمه و محصول آن غلات، توتون و چغندر است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نازلو بخش حومهٔ شهرستان ارومیه واقع در ۶هزارگزی خاور راه شوسهٔ ارومیه به سلماس. هوای آن معتدل و دارای ۷۰ تن سکنه است. آب آن از نازلوچای و محصول آن غلات، توتون، کشمش و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گلوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر