معنی گلناک
7 بازدید
[ گِ / گُ ] (اِ) حصار قلعه. (برهان). بازوی دژ یعنی قلعه و بازوی دژ تصحیف خوانی شده است و در لغت کشف اللغات گلشانک به معنی بازوی درآمده. (آنندراج).[ گُ ] (اِ مرکب) گلزار و گلستان و باغ گل سرخ. (ناظم الاطباء).[ گِ ] (ص مرکب) کدر و گِل آلوده و پر از گِل. (ناظم الاطباء): رَدِغ؛ جای گلناک. وَثیخة؛ زمین گلناک. مکان طان؛ جای گلناک. ارض متظرمطة؛ زمین سخت گلناک. (منتهی الارب): دل ز پایهٔ حوض تن گلناک شد تن ز آب حوض دلها پاک شد. مولوی (مثنوی چ نیکلسن دفتر۲ ص ۳۲۱). در خلایق روحهای پاک هست روحهای تیرهٔ گلناک هست.مولوی.
کلمات همقافیه با «گلناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر