معنی گل‌میخ

معنی گل‌میخ

7 بازدید
[ گُ ] (اِ مرکب) نوعی از میخ آهن که سرش پهن میباشد. (آنندراج). میخ سربزرگ چوبی یا فلزی که بیشتر به دیوار اطاق کوبیده میشود برای آویختن چیزها از آن. (فرهنگ نظام). میخ بزرگ. میخ چادر. (ناظم الاطباء). میخی که سر آنرا بصورت گلی سازند: در از سدرهٔ بوستان ثواب ز گل میخیش رو شناس آفتاب. ظهوری (از آنندراج). بیا به درگه شاهنشهی که از در او شکفته غنچهٔ گل میخ بر رخ ایام. ابوطالب کلیم (از آنندراج). شب وصل تو نهان آمده ام تا دم صبح ماه را ساخته گل میخی و بر در زده ام. مسیح کاشی (از آنندراج). عرصهٔ شهر هری فوق سپهر اخضر است درگهش را شمسهٔ خورشید گل میخ در است. آگهی هروی. || دگمه ای که خلخال و دست برنجن را بدان بند سازند. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «گل‌میخ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یخ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید