معنی گلشن دهلوی
9 بازدید
[ گُ شَ نِ دِ لَ ] (اِخ) اسمش سعداللََّه، ملقب به شاه گلشن بوده و ارادت خود را در خدمت مولانا شیخ عبدالاحد نوادهٔ شیخ احمد هنرمندی تربیت نموده. گویند با وجود تأثیر و تصرف در نفوس مشیخه قبول نمی نموده و در نهایت تجرد بسر میبرد، چنانکه یک جامهٔ خشن را دوازده سال تغییر نداد. وقتی قریب به غروب از دهلی بیرون شد و مدتها مفقودالاثر بود پس از ظهور و حضور سبب غیبت را پرسیدند، گفت: شنیده بودم که احمدآباد گجرات را وقت غروب خوشی است رفتم دیدم و حال برگردیدم. غرض از متأخرین مجردان و موحدان محسوب میگردد. فوتش در سنهٔ ۱۱۴۰ هـ . ق . واقع شده. اشعار بسیاری دارد و در شاعری طریقهٔ اهل هندوستان را میسپارد. این بیت از اوست: برآ از ظلمت تن تا که نور جان شود پیدا ز جان بگذر دلا چون من که تا جانان شود پیدا. (ریاض العارفین ص ۱۲۷).
کلمات همقافیه با «گلشن دهلوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر