معنی گلشاه
6 بازدید
[ گِ ] (اِخ) (از: گل بفتح اول MMM گر، کوه +شاه، جزء اول در اوستا گئری ، کوه) کیومرث را «گرشاه» نامیده اند و حمزهٔ اصفهانی این کلمه را به «ملک الطین» ترجمه کرده و تصور نموده که «گر» مبدل «گل» به کسر اول است و این اشتباه است، چه بر طبق سنت زرتشتیان کیومرث در کوه میزیسته، بدین مناسبت او را «گرشاه» گفتند. ولف نیز در فهرست خود بتبع فرهنگ نویسان ما کلمه را گیلشاه خوانده به معنی اردنکونیگ (پادشاه زمین) گرفته است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). کیومرث را خوانند و وجه تسمیه اش آن است که چون در زمان او غیر از آب و خاک چیزی نبود که متصرف شود او را بدین نام خواندند و بعضی گویند کیومرث آدم علیه السلام است و چون او را از گل آفریده اند به این نام موسوم گردانیدند و بعضی گویند اول کسی که بر روی زمین پادشاهی کرد کیومرث بود به این نام نامیدند. (برهان). لقب شخص اول آدمی است که پارسیان کیومرث خوانند و عربان آدم دانند و کیومرز را بزرگ زمین معنی کرده اند چه کی بمعنی بزرگ و مرز زمین است و بعضی کاف عجمی دانسته و زنده گویا تفسیر کرده اند و بعضی کرشاه گفته اند چه کر بمعنی کوه و پشته است و در اوائل ظهور در کوهسار میزیسته است. (آنندراج):[ گُ ] (اِخ) نام معشوقهٔ ورقه است. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری).
کلمات همقافیه با «گلشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر