معنی گلسرخ
7 بازدید
[ گِ لِ سُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خاک رس. نوعی خاک است. مغرة. (الفاظ الادویه). رجوع به طین مغره و مغره شود.[ گُ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان طرهان بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع در ۴۲هزارگزی باختر کوهدشت و ۴۲هزارگزی باختر اتومبیل رو خرم آباد به کوهدشت. هوای آن معتدل و دارای ۴۸۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان سیاه چادربافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ گِ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حمدادی بخش لنگهٔ شهرستان لار واقع در ۱۲۵۰۰گزی شمال باختر لنگه و شمال کوه چیرو. هوای آن معتدل و دارای ۵۲ تن سکنه است. آب آن از چاه و باران و محصول آن غلات و خرما و شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ گِ سُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان بکش بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع در ۱۵۰۰۰ گزی جنوب فهلیان و ۳۰۰۰ گزی راه شوسهٔ کازرون به فهلیان. دارای ۴۷ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ گُ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان دوآب بخش اردل شهرستان شهرکرد واقع در ۲۹هزارگزی شمال باختر اردل و ۲۲هزارگزی راه عمومی. هوای آن معتدل و دارای ۱۲۷ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، کتیرا، پشم و روغن است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «گلسرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر