معنی گلستانه

معنی گلستانه

5 بازدید
[ گُ لِ نَ ] (اِخ) ابوالحسن پسر محمد امین از اهل گلستانه است که بعضی او را از نواحی گلستانهٔ اصفهان و دیگری از مردم گلستانه کرمانشاهان دانسته اند. او از خانواده مقتدری است که در دوران پادشاهی نادرشاه و در خدمت این سلطان بااقتدار مصدر کارهای مهمی بوده اند. گلستانه (مؤلف مجمل التواریخ) تا حیات عموی خود محمدتقی گلستانه در خدمت او بوده است. پس از مرگ عموی خود به تألیف مجمل التواریخ پرداخته است. این کتاب در وقایع و رویدادهای سی وپنج ساله بعد از نادرشاه مربوط به خاندان افشاریه و زندیه تألیف شده. و رجوع به مقدمهٔ مجمل التواریخ گلستانه چ مدرس رضوی و نجوم السماء ص ۱۶۷ شود.
[ گُ لِ نَ ] (اِخ) ابن شاه ابوتراب محمدعلی حسینی یا حسنی، معروف به گلستانه و ملقب به علاءالدین از سادات گلستانه ساکن اصفهان. عالمی است عابد، زاهد، محقق، مدقق، جلیل القدر و رفیع المنزله از اعاظم اتقیا و اکابر ثقات محدثین که اورع و ازهد اهل زمان خود بوده و تمامی عمر خود را در افاده و عبادت بسر برده و دارای اخلاق فاضله و خصال کامله و جامع علوم عقلیه و نقلیه بوده و دو مرتبه تکلیف به صدارتش نمودند، لکن از کثرت عقل و فطانت علاوه بر مراتب زهد و ورع بی نهایت که داشته قبول ننموده و استنکاف نمود. هر یک از مصنفات او در اثبات تبحر علمی و جامعیت و اکملیت وی برهانی قاطع و شاهدی عدل و قول فصل بلاهزل میباشد. او راست: ۱- بهجت الحدایق که شرح صغیر نهج البلاغه بوده و تمامی آن کتاب مستطاب را از اول تا آخرش بطور خلاصه شرح کرده است. ۲- ترتیب مشیخهٔ من لایحضر الفقیه که به طرزی عجیب مرتبش کرده و یک نسخه از آن در کتابخانهٔ مدرسه سپهسالار جدید تهران موجود است. ۳- حدائق الحقائق فی شرح کلمات کلام اللََّه الناطق که شرح کبیر نهج البلاغه و بیشتر از همه و میل تبحر و تفنن مؤلف خود بود و لکن موفق به اتمام نشده و بفرمودهٔ ذریعه تا مقدار کمی از خطبهٔ شقشقیه در سه مجلد تألیف یافته، چنانچه مجلد اولی از اول کتاب تا خطبهٔ مذکور و دویمی نیز فقط منحصر به شرح همان خطبه بود و سیمی نیز در حدود ۱۲۰۰ بیت تا خطبهٔ کنتم جند لمرأة و اتباع البهیمه میباشد، پس از آقا محمدعلی کرمانشاهی نقل کرده که بخط خودش در ظهر آن نوشته که این شرح فقط همین مقدار بوده و بیشتر از آن نمیباشد... ۴- روضة الشهداء و شرح الاسماء الحسنی. ۵- منهج الیقین و آن شرح رساله ای است که حضرت صادق (ع) برای اصحاب خویش نوشته... وفات علاءالدین در بیست وهفتم شوال ۱۱۰۰ هـ . ق . واقع گردیده ولکن بنابه نقل معتمد شیخ حزین متولد ۱۱۰۳ هـ . ق . (غ ق ج) گوید که در صغر خود علاءالدین گلستانه را دیدم با پدرم یگانگی داشت، اینک قول دیگر در تاریخ وفات علاءالدین را ۱۱۱۰ هـ . ق . بوده است تأیید می نماید. (از ریحانة الادب ج ۳ صص ۱۰۳-۱۰۴).
[ گُ لِ نَ / نِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان قهرود بخش قمصر شهرستان کاشان، واقع در ۵۰۰۰هزارگزی خاور قمصر. دارای ۳۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ گُ لِ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار، واقع در ۳۴۰۰۰گزی شمال خاوری نجف آباد و ۶۰۰۰هزارگزی شمال راه شوسهٔ بیجار به سنندج. دارای ۵۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ گُ لِ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع در ۲۸هزارگزی شمال نورآباد و ۱۷هزارگزی شمال خاوری راه شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه. هوای آن سرد و دارای ۷۲ تن سکنه است. آب آن از رود گنگاوری و چشمه ها و محصول آن غلات، لبنیات و پشم است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ گُ لِ نَ ] (اِخ) قلعه ای است از مضافات مشهد مقدس که تمام سکنه آنجا سادات عالی مقام ذوی الاحترام بوده اند. (مجمل التواریخ گلستانه).

کلمات هم‌قافیه با «گلستانه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید