معنی گلزریون
7 بازدید
[ گُ زَ ] (اِخ) در شاهنامه به تشدید «را» آمده است . (ولف): سپهدار با لشکر و گنج و تاج به گلزریون زآن سوی شهر چاچ. فردوسی (از فرهنگ رشیدی). محشی برهان قاطع چاپ حاضر (ص ۶۴۷ ح) نوشته: «مننسکی از کتاب جهان نما نقل نموده که گلزریون نام دریای سیحون است که آنرا نهر شاش و نهر جاج (چاچ) و نهر خجند و نهر شهروقیا هم میخوانند، و نسخهٔ مذکور کتابی است در علم جغرافیا به زبان ترکی که در سنهٔ ۱۱۴۵ هـ . ق . در دارالسلطنهٔ قسطنطنیه مطبوع شد». همین عبارت در انجمن آرا مقدمه در اشتباهات برهان آمده است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). نام شهری است از ولایت ماوراءالنهر در آن طرف شهر چاچ. (برهان) (آنندراج). نام شهری است از عراق عجم. (جهانگیری). شهری است آن طرف شهر چاچ. (فرهنگ رشیدی): وز آن پس ز هیتال و ترک و ختن به گلزریون برشدند انجمن.فردوسی. سپیجاب تا مرز گلزریون ز فرمان تو کس نیاید برون.فردوسی. چو آورد لشکر به گلزریون به هر سو بگردید با رهنمون.فردوسی. دیگر بار به گلزریون کارزار افتاد. (تاریخ سیستان ص ۴۹). و اهل ولایت سیحون را گلزریون خوانند. (نزهة القلوب ص ۲۱۷).[ گُ زَ ] (اِخ) نام رودخانه ای هم هست که این شهر [ شهر چاچ ] را به نام آن رودخانه خوانند. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ رشیدی). نام رودخانه ای است که از پهلوی آن شهر میگذرد. (جهانگیری): بد آن آب را نام گلزریون بدی در بهاران چو دریای خون.فردوسی. درفشش گرفته به دست اندرون بشد تا لب آب گلزریون.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گلزریون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر