معنی واژه گلدوز
5 بازدید
[ گُ ] (ن مف مرکب) چیزی که در آن نقش گلها دوخته باشند. (بهار عجم) (آنندراج): در برد نظربازی ما نقش نیاید دست دگران بهلهٔ گلدوز ز ما برد. میرزا معز فطرت (از آنندراج). مرید مرشد ما جبهٔ گلدوز میخواهد خر عیسی است این رنگین بیالایید پالانش. عرفی (از آنندراج).