معنی گلخد
9 بازدید
[ گُ خَ دد / خَ ] (ص مرکب) گلگونه. آنکه رخسار او در لطافت گل را ماند. گل چهره : غزلسرای شدم بر شکرلبی گل خد بنفشه زلفی و نسرین بری صنوبرقد.سوزنی. بعاشقی دل و چشم مرا چو شکر و گل به آب و آتش داد آن شکرلب گل خد. سوزنی.
کلمات همقافیه با «گلخد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خد» برای سرودن شعر