معنی گلتپه
7 بازدید
[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) سابقاً شهری بوده است از دهات استرآبادرستاق. رجوع به ترجمهٔ سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۷۰ شود.[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۲۲هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ۵هزارگزی جنوب راه شوسهٔ مراغه به سراسکند. هوای آن معتدل و دارای ۷۳۳ تن سکنه است. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، چغندر، بادام، نخود و زردآلو است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان فرش و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر از شهرستان مراغه، واقع در ۳هزارگزی جنوب خاوری عجب شیر و هزارگزی باختر راه شوسهٔ مراغه به دهخوارقان. هوای آن معتدل و دارای ۵۹۸ تن سکنه است. آب آن از قلعه چای و چشمه و محصول آن غلات، کشمش، بادام و زردآلو است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی است. راه آن ارابه رو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان گلخوران بخش مرکزی اردبیل شهرستان اردبیل واقع در ۱۵هزارگزی جنوب اردبیل و ۲هزارگزی راه شوسهٔ اردبیل. هوای آن معتدل و دارای ۴۱۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بخش نمین شهرستان اردبیل واقع در ۲۴هزارگزی شمال اردبیل و ۱۶هزارگزی راه شوسهٔ قدیم گرمی. هوای آن معتدل و دارای ۳۲۷ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ۲۳هزارگزی شمال باختری قره آغاج و ۱۳هزارگزی جنوب راه شوسهٔ مراغه به میانه. هوای آن معتدل و دارای ۱۸۵ تن سکنه است. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، نخود و چغندر است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران واقع در ۱۴هزارگزی جنوب خاوری شهر ری و ۲هزارگزی راه شوسهٔ. هوای آن معتدل و دارای ۴۰۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، صیفی کاری و چغندرقند است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لو از بخش قروهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۶۰۰۰۰ گزی شمال باختر مهربان و ۹۳۰۰۰ گزی جنوب خاوری بیجار، سر راه شوسهٔ همدان به بیجار. هوای آن سرد و دارای ۱۰۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات، انگور، مختصر صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری می باشد. پاسگاه ژاندارمری و شعبهٔ تلفن نیز دارد. راه فرعی بهارلو از این ده منشعب میشود. مزارع آقچه کند، کوورگلی و انقور بلاغی جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) حسن آباد. دهی است جزء دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد یا حسن آباد واقع در ۸۵۰۰ هزارگزی باختری آغ کند و ۱۱هزارگزی راه شوسهٔ هروآباد به میانه. هوای آن معتدل و دارای ۲۲۳ تن سکنه است. آب آن از دو رشته چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و سردرختی است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۲۸۰۰۰گزی شمال باختر سنقر و ۶۰۰۰گزی شمال خاور سورن آباد. هوای آن سرد و دارای ۱۷۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، حبوبات و توتون است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیچه و جاجیم و پلاس بافی می باشد و در تابستان از سورن آباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گُ تَ پَ / پِ ] (اِخ) خیرآباد. دهی است از دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد، واقع در ۸هزارگزی جنوب آغ کند و ۲۰هزارگزی راه شوسهٔ میانه به زنجان. هوای آن معتدل و دارای ۲۷۳ تن سکنه است. آب آن از دو رشته چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و سردرختی است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گلتپه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «په» برای سرودن شعر