معنی گلبند
8 بازدید
[ گُ بَ ] (اِ مرکب) نوعی از جامه های رنگین که بهندی باندهنو گویند. (غیاث). نوعی از اقمشهٔ رنگین که آنرا در عرف باندهنو گویند. (آنندراج): چشم بلبل پوشم ار گردد بتم گلبندپوش عشقبازی میکنم با لاله رویان در لباس. محمدسعید اشرف (از آنندراج). از سر و پایم بکار عشق حاجتمند توست چشم بلبل جامه ام از جامهٔ گلبند توست. محمدسعید اشرف (از آنندراج). || (نف مرکب) باغبان : همچو گلبندی که تا افتد گلی بندد بجا داغ دیگر مینهم یک داغ چون بهتر کنم. نظام دست غیب (از آنندراج). و رجوع به گلبندی شود.
کلمات همقافیه با «گلبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر