معنی گلبلاغ
7 بازدید
[ گُ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار، واقع در ۲۰۰۰۰گزی جنوب شهر بیجار و ۹۰۰۰گزی باختر راه شوسهٔ بیجار به همدان. هوای آن سرد و دارای ۲۴۵ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو و دبستان نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گُ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیاه منصور شهرستان بیجار، واقع در ۳۸هزارگزی جنوب باختری حسن آباد و ۳هزارگزی خاوری راه عمومی بیجار به تکاب. هوای آن سرد و دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گلبلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر